دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدایا با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف های بی کران کرد
میان مهربانان کی توان گفت
که یار من چنین کرد و چنان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
خواجه حافظ شیرازی
تقدیم به تمام شیرازی ها از جمله خودم!
کلمات کلیدی :